قلم کوچک متـ ـین

قلم رانده می شود و من کشیده می شوم

قلم کوچک متـ ـین

قلم رانده می شود و من کشیده می شوم

«هر که کتابی سازد یا چیزی بر جایی نویسد، لابد در دل کند این سخن قومی فراستانند و قومی رد کنند و اگر نه چنین کند رنجور گردد و در جمله کارها چنین است.»

وبلاگم فیلتر شد!

شنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۲۲ ب.ظ

دو ماه پیش یک وبلاگ ساختم که فیلتر شد :(

خارخو!

عکس پیام بیان به من 👆

_____________


متن پایین ربطی به عکس بالا نداره!!



رو بالکن نشسته بود و داشت سیگار می کشید، به زهرا کوچولو که حالا خانمی شده بود فکر می کرد، آخرین بار بهش گفت وقتش شده شوهرت بدم، بیچاره از شدت حیا سرخ شد! به مهتاب هم فکر کرد، تنها زنی که حاضر شد باهاش بره زیر یه سقف اما حالا نمی خواست سر به تنش باشه! و از همه بیشتر به خودش فکر کرد، آدم خودخواهی نبود اما اینکه چرا از اون زندگی خوب و شیرین به این فلاکت افتاده یه سوال بی جواب بود! و البته برای ساکت کردن وجدانش با خودش می گفت بی عرضگی از خودم بود!

توی اون خونه ی به اون بزرگی تنها بود، همه باهاش حرف می زدند اما «اینو بیار، اونو ببر، اینو بشور، اونو بخر» که نشد حرف حسابی...

داشت سیگار می کشید، جایزه ی مسابقه ی نقاشی مبارزه با اعتیاد پول خوبی بود، به پولش احتیاج داشت.


نظر فراموش نشه :)

  • متـ ـین

متین

نظرات  (۳۱)

فیلتر شدید؟! :/
پاسخ:
آره اون یکی وبلاگم فیلتر شد :(
مهم نیست. اینجا که هست.
متن رو خودتون نوشتید؟!
پاسخ:
این جا وب شخصیه، اون جا پست سیاسی می نوشتم -_-

آره!
30 یا سی نوشتید که فیلتر شده دیگه :/
حالا که شده. مهم نیست.

خوب نوشتید. آفرین :)
پاسخ:
آزادی بیانم آرزوست... -_-

مرسی! :)
حتما چیزای بی ادبی گفتی اون تو D:
بیخیال...این یکی رو داری! :) مطالبتو کپی نکردی؟!

باریک الله...به این می گن یه نگارش بی نقص D:

کلمه ی احتیاج رو درست کن D: چه کیف می ده غلط بگیری D:

داستانت از لحاظ موضوعی گنگ بود...گنگ نویسی عالیه ها...ولی من می خوام بدونم نکنه گنگ نیست و من نفهمیدم موضوع از چه قراره.
یعنی من فهمیدم که اون یه خدمتکاره و از این حرفا...ولی مفهومشو نفهمیدم
پایان باز داشت؟!
پاسخ:
نه به خدا :(
واقعا فک می کنی کپی می کنم؟ «عصبانی»

درستش کردم -_-

آره گنگ بود، یه مرده که خدمتکار یه خونه ست و واسه پول اضافی سیگار میکشه :| همین!! اسمشو پایان باز نمیشه گذاشت ولی فقط یه لحظه از زندگی اون فرد رو نشون می ده، این طوری خواننده با شخصیت داستان همزاد پنداری می کنه و بقیه ی داستان رو مطابق با تجربه ی شخصی خودش از زندگی پر می کنه
تو این سبک نوشتن تازه کارم واسه همین چندان دل چسب نیست :(


  • سِناتور تِد
  • یه بار دگه هم تکرار کنی مگم با این ون مشکی خفنا بندازنت تو گونی ببرنت اِوین :)))
    پاسخ:
    مو هر نوع نسبتی با نویسنده او وبلاگ ره رد مکنم :|

    + تو او وبلاگ ره مخواندی؟
    خوب فکر کردم مطالب شخصی می ذاری... (مظلوم)

    ها ها ها D:

    خوب خدا رو شکر موضوع اصلی رو فهمیده بودم :)
    نه اتفاقا خیلی عالی نوشتی...فقط چون من با سبک نوشتنت آشنا نبودم سوال پرسیدم. قطعا الان با اون آقا همزاد پنداری می کنم :دی چون می دوم سبک داستان چیه و نویسنده دقیقا چی می خواد :)
    پاسخ:
    از این فکرا نکن... «ظالم»

    آره تو باهوشی، زود میگیری (البته بعد دو پاراگراف توضیح P: )
    مرسی! طرف مرد بود، بعید می دونم بتونی همزاد پنداری کنی :| خیلی به خودت فشار نیار :/
  • سِناتور تِد
  • دگه دیره! نیروها تو راهن!

    + ها. مخواندم!
    پاسخ:
    گفتی اگه تکرار کنم!! مو که انکار کردم!!! «گریه شدید»

    + خیلی زشته کامنت نمدادی -_-
    خارخو مال تو بود واقعن؟!OO
    حیف شد چقد...
    چیز بدی نمینوشتی که خب!
    پاسخ:
    آره من بودم :|

    نگو که دلم خووونه :(
  • سِناتور تِد
  • اگه میدادم احتمالأ رفاقتمان به بن بست مخورد :)))

    بعد کامل نمخواندم! بیشتر سر مزدم.
    پاسخ:
    نمی‌دونم چی بگم!!!؟ :)
    نظر خاصی ندارم...فقط واقعا واقعا الان دلم سیگار خواست!

    حکما بدخواه داشتی خالو که شکایت کرده از وبلاگت ...
    پاسخ:
     ببخشید!! بعد افطار ایشالا :)

    نمی‌دونم :(
    خو من که قبلش بهت هشدار داده بودم که وبلاگت واسه ـم نمیاد و یه مشکلایی داره گوش ندادی! باید همون موقع منتقلش میکردی یه آدرس دیگه! حالا گذشت دیگه.. ولی خداییش منم یه کاره ای بودم اونو فیلترش میکردم :)) فکر کردی کجا داری زندگی میکنی؟! :)
    وبلاگ خوبی بود ولی خب دیگه خدا بیامرزدش. علی برکت الله :)

    خوب نوشتی. آقا من همزادپنداری میکنم با داستان! همش آینده ـمو اینجور تصور میکنم، نه که خدمتکار بشما، اینکه در آینده مثل چی تو زندگی بمونم :((

    +متین دعات کردم امشب، برای کنکورت بیشتر :)
    پاسخ:
    الآن هم می‌تونم مطالبمو بردارم ولی آدرس برام مهم بود :(
    خدا رحمتش کنه! 

    آخه چراا؟؟ :(

    + مرسی :)
    (گریه) :/

    "زود میگیری" فعل مضارعت مرا بکشت... 2-1 به نفع من :) (معلومه بحثو عوض کردم یا بیشتر توضیح بدم؟! -_-)

    همچین می گی انگار احساسات مردا یه گنجینه ی یافت نشدست! :|
    پاسخ:
    باشه دو یک -_- ولی نخواهم گذاشت یه نفس راحت بکشی :|

    مردا مثل پیاز هستند! هم از نظر بو هم از نظر لایه لایه بودن :|
    خخخ...خارخو مال تو بود؟؟من فک میکردم یه دختره،تازه همش واسم جای سوال بود ایمیل منو از کجا اورده عاخه!؟
    +من گیرنده هام ضعیفه:(..باید دو سه بار بخونم تا بفهمم موضوعش چیه😅..ادامه بده این سبک و خوبه
    پاسخ:
    آره مال من بود!
    + اشکال نداره، گیرنده مهم نیست کلا، مهم فرستنده ست :) مرسی، چشم :))
    آخه قبلنا همش فکر میکردم به قول یارو گفتنی:
    Don't worry, things will work out at the end
    بعد رفتم کارآموزی با این کارمندا و کارکنای اونجا حرف میزدم تازه فهمیدم
    There are 5468535 ways things will end up f****d
    خلاصه دیگه استرس آینده داره ما رو فلج میکنه :(
    پاسخ:
    خخخخخ!! جالب نوشتی :)
    ولی من با همون اولی بیشتر موافقم! برای آینده هم فقط میتونی تلاش کنی و خوش بین باشی! :)
    :))

    از لحاظ بو :|
    پاسخ:
    :)

    از لحاظ بو P:
    برای وبتون متاسفم:((
    داستان آدم رو تو فکر فرو میبره.... جالب انگیز بود...آفرین. خوبه که ادامه بدی
    پاسخ:
    :(
    مرسی بابت انگیزه ای که بهم میدین :)
    خط آخر برام تازگی داشت. :)
    مبهم نویسی روش جالبیه. قبلا داستانای مبهم زیاد میخوندم. تو این داستانا نویسنده ضربه ی اصلی رو آخرِ داستان به خواننده وارد میکنه. با جمله ی آخر. :)

    موفق باشید.
    پاسخ:
    چه خوب :)
    آره دقیقا همین طوره.

    سلامت باشید مرسی بابت وقتتون :)
    @حوابانو...
    حوایی خودم (:دی) فک کنم داستانایی که ضربه ی اصلی رو آخر داستان می زنن، اسمشون داستانای برق آساست...و معمولا نزدیک 5 خط می شن! خودم یه دونه دارم، زدم رو انتشار آینده! :) رو نوشت به آق متین-->( خداشاهده قصد تبلیغ ندارم:/)
    ولی نوشته ی آق متین بیشتر گنگ نویسی یا همون مبهم نویسیه که اینو خودتم گفتی!
    من زیاد اطلاعات ندارم...بلعکس دارم از شما اطلاعات می گیرم و هرگز هرگز قصد بی ادبی نداشتم. فقط میخوام بدونم نکنه چیزی که در مورد داستانای برق آسا خوندم، اشتباه بوده!
    حوا خودت می دونی برام عزیزی! :)
    پاسخ:
    تو هم تقریبا درست می گی، نکته این جاست که اولا پایان شوکه کننده مخصوص داستانک (به قول تو داستان برق آسا) نیست و می تونه حتی توی رمان های چند جلدی هم استفاده بشه، دوما متن منم خودش یه داستانکه!
    @نیلی تبلیغ واسه رفقا آزاده :) البته تو که می دونم ازین زرنگ بازی بلد نیستی خخخخخخ :)
    + شما استاد مایی :)))

    ++ نوشتی میخوام بدونم :| دو دو -_-
    زیادی وراجی کردم ولی اینم می گم بعد می رم:
    گویا نوشته ی آق متین، تلفیقی از داستان گنگ و برق آسا هست!
    همگی دور هم، سبک جدید اختراع کردیم :/
    سبک گنبر (مخفف گنگ و برق)
    :|
    پاسخ:
    خخخخ!! خواهرم دهنتان سرویس :)

    + جدی: گنگ نویسی در ارتباط با محتوای متنه، برق آسا نویسی بیشتر در ارتباط با طول متنه! پس یه متن می تونه هم گنگ باشه هم برق آسا :))
    کاملا صحیح! به این نکته توجه نکرده بودم!
    البته داستان برق آسا ویژگی های دیگه ای هم داره ها!
    @متین: والا ما گردنمون از مو باریک تره -_- (:
    ولی حالا که ایطو شد: بشتابیدددد 31 خرداد در وب بنده داستان حراج کردممم بشتابیددد #) بدو که آتیش زدم به مالم :/

    +تعارف ننمایید...شما پیشکسوت مایی :D
    اون هندونه رو هم بردار ببر خونه :)

    ++ :| کوفتت شه! :[

    خیلی ممنان کاکو ~_~

    در مورد گنگ موافقم...ولی در مورد برق آسا کمی تا قسمتی موافقم!
    برق آسا علاوه بر طول کم، باید شوکه کننده هم باشه. (که اینو خودتم گفتی)
    و اینکه گنگ نویسی هم یکی از ویژگی های برق آساست!
    پاسخ:
    آره یکی تو گردنت باریکه یکی هیتلر خدا بیامرز

    هندونه صرف شده، این یکی رو مختص شما آوردم

    ++ تا کور شود هر آنکس که نتواند دید خخخخخخ

    آفرین، برق آسا باید شوکه کننده باشه اما گنگ نه :/

    +++ حالا واقعا مهمه اسم این سبک چیه؟ :|
    nily@
    درست گفتی. نوشته ی آقا متین تلفیقی از جفتشه! :)
    ولی چیزی که نوشته های گنگ و مبهم رو قشنگ میکنه اینه که اخرِ متن ضربه بزنه به خواننده.
    نوشته های گنگ بدون ضربه فقط آدمو گیج می کنن :)))

    عزیزمی نیلی جان ؛)
    پاسخ:
    من حرفی ندارم! زیر پست من چت راه انداختن :| برین تلگرام آقا -_-
    به کوری چشم متین، ادامه صحبتم با حوا:
    @حوا
    موافقم :)
    آره در اون صورت، پایان باز داره داستان! :)
    شوما بیشتر :D

    @متین:
    [مظلوم]

    ++چرا همه جا سیاه شده؟! -_-

    من در این حد مخم نمی کشه! :|

    +++ نه والا:| یه چیز تو مایه های خود زنی داریم می کنیم :)
    پاسخ:
    شیطونه می گه بزن عدم نمایش خخخخخ!!

    ++ دوباره الدهنت سرویس خواهر P:

    +++ لازمه ادامه بدیم؟ اگه لازمه من بحث کنم!؟؟
    شیطونه منم می گه هر چی کامنت تو وبم داری اشتباهی بزنم هرزنامه :دی

    ++کاکو این دهنت سرویس یه معنی با ادبی داره یه بی ادبی! فقط بگو منظورت اون بی ادبیه نیس! :| بگو نیس >_
    +نه آق متین! :) به اندازی کافی باعث وراجی شدم! :) ملت کلی داستان می نویسن...بریم وب اونا هوار شیم:|
    پاسخ:
    شیطنتو ادب کن خواهر :| حجاب هم یادت نره

    + من فقط یه معنی شو بلدم :| !!
    ++ هر جور راحتی! برو یه دوری بزن اگه نظرت عوض شد من سر حرفم هستم P:
    کاکو ... :|

    +حدس زدن این که اون بی ادبیه منظورته کار سختی نیست:| کاکو مت... من دخترم! عیبه!

    ++اگه تخفیف می دادی از خودت می گرفتم -_-
    پاسخ:
    حجاب خوبه، جدی می گم :|

    + من بی ادب نیستم :/ و البته به تفکیک جنسیتی هم اعتقادی ندارم

    ++ وایسا واسه عید فطر تخفیف ویژه دارم
    کاکو من چادری ام...در هفتاد درصد مواقع -_-

    +این که بد تره o_O

    ++چشم D:
    پاسخ:
    آفرین. آفرین

    + چرا؟ برابری جنسیتی خوب نیست؟ :|

    ++ دوباره آفرین
    :)

    چی بگم والا! به هیچ صراطی مستقیم نیستی! :|
    پاسخ:
    من بیشتر اهل مارپیچ رفتنم تا مصیر مصتقیم :|
    خودتو مسخره کن! :| صراط همین طور نوشته می شه به خدا!
    پاسخ:
    خخخ! مسخره نکردم! منظورم این بود قرابتی با صراط ندارم :|
  • آقای سر به هوا
  • خارخو تویی؟
    شانسی پدات کردم...
    داش من خــــــــــــــو سیاسی و فلسفی ننویس
    مثل من مزخرف بنویس!
    پاسخ:
    آره منم!!
    :)
    آخه ننویسم که می ترکم -_-
  • ஜ miss fatemeh ஜ
  • عه خاخو حذف شد؟!
    عخی :(
    عب نداره باو بیخیالش :))
    اینجارو عشقه ^^
    راستی سلام!
    پاسخ:
    حذف که نکردم ولی گفتن اگه می خوای پس بگیری باید مدارک شناسایی تو بفرسی :|

    و علیکم، ازین طرفا :))
  • الیــــ ــــوت
  • قبلا میرفتم وبلاگت صفحه پیوندها میاورد الان خیلی شیک نوشته «به علت عدم پایبندی به قوانین یا شکایت قانونی» بستیمش :)
    گفتن مدارک شناسایی بفرست؟! :)) خدایا توبه :)
    اگه آدرسو میخوای نمیشه موقت حذفش کنی، آدرس آزاد بشه بعد یه ماه دیگه دوباره بسازی؟
    پاسخ:
    آره چند روز صفحه فیلتر میومد اما الآن خود بیان بلاکم کرده
    آره گفتن برای اینکه وبلاگ دوباره باز بشه باید مدارک شناسایی مو بردارم و به تعهد نامه رو امضا کنم و با پای خودم برم پلیس فتا P:
    میشه حذف کرد دوباره ساخت اما مطالب می پره! احتمالا دفعه دوم از یه راه دیگه شروع می کنم، وبلاگ مناسب نیست!!!
    zendegi bedon filshekan v opera haram ast
    پاسخ:
    موافقم.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">