قلم کوچک متـ ـین

قلم رانده می شود و من کشیده می شوم

قلم کوچک متـ ـین

قلم رانده می شود و من کشیده می شوم

«هر که کتابی سازد یا چیزی بر جایی نویسد، لابد در دل کند این سخن قومی فراستانند و قومی رد کنند و اگر نه چنین کند رنجور گردد و در جمله کارها چنین است.»

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «پرستار احمدی» ثبت شده است

صبح زود بود

با ذوق از خواب پا شد، مثل همه ی روز های دیگه

رفت حموم

با وسواس لباساشو انتخاب کرد

یه لباس گل منگلی قرمز پوشید    که آستین نداشت

و یه دامن کوتاه   که تا رو زانوهاش میومد

  • متـ ـین